ای دلم!!!وای دلم!!!

دلم گرفته

تق تق فش فشه

فاصلمون کم بشه

هیزم و نفت و اتیش

دوست دارم خدایش

سیب زمینی به سیخه

عکس گلت به میخه

غماتو بیار فوتش کن

کینه داری شوتش کن

هوا بهاری میشه

سرما فراری میشه

زردی از روت دور بشه

هر چی بخایی خمون بشه

چهارشنبه سوری مبارک

------------------------------

سلاااااااااام دوستای گلللللللللم

با تشکر از همه ی نظراتتون

عید نوروزم ÷یشا÷یش تبریک میگم

هاااااااااااااااااااای تا باااااااااااااااااااااااای

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

مترسک را دار زدند

به جرم دوستی با پرنده...!

که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد،


راست میگفتی که اینجا " قحطی عاطفه " هاست...!!

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

چرا نگاه میکنی؟؟؟

تنها ندیده ای

به من نخند روزگار

منم زمانی عزیز دل کسی بودم

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

 

به سلامتی اونیکه

 

بی کسه ولی ناکس نیست

 

به سلامتی اونایی که

 

چه عشقشون کنارشون باشه چه نباشه

 

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه

 

به سلامتی اون دلی که شکست

 

ولی هنوز شکستن بلد نیست

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

سلاااااااااااااام

به دوستان گلم

حالتون خووووووووبه؟

امروز میخام

داستان زندگی یه نفرو واستون تعریف کنم

سر گذشت و سرانجام یک دوستی یا عشق(اگه بشه نامشو عشق گذاشت) خیابانی

یک انتخاب کورکورانه و بدون مشورت با خانواده

که در نهایت منجر به طلاق میشه(البته به طلاق منجر نشده.اما اگر به طلاق منجر بشه/خیللللللی بهتره تا....)

در ضمن من این داستانو

با رضایت کامل اون شخص نوشتم

 و با زبان اون نوشتم

خوشحال میشم

نظرات خود را با بنده

در میان بگذارید

با تشکر.شاه رخ.

من دختری وسواس و لجباز هستم

در حالی که توی خانواده ای پر جمعیت متولد شدم

اما توی خونه حرف باید حرف من باشه

و هر چی بگم باید پدر و مادرم

واسم بخرند(میخرند هم)

سال اول دبیرستان رو با موفقیت به پایان رسوندم

و رشته ی تجربی رو انتخاب کردم

به این رشته علاقه فراوانی هم داشتم وهنوز هم دارم

تا سوم درسامو به خوبی خوندم

اما افسوس

اخرای سال پیش دانشگاهی با پسری اشنا شدم

(ای کاش هیچ وقت با اون اشنا نمی شدم)

سه تا از امتحانات پیش مونده بود

که با اون پسر فرار کردم

بعد از این که پدرم این ماجرا را فهمید

سکته کرد(افسوس سه ماه بیشتر زنده نموند)

بلاخره بعر از یکی دو هفته

با هاش ازدواج کردم

اما برادرام با وصلت من راضی نبودند

(در مورد پسره تحقیق کرده بودند

که پسره فرد قابل اعتمادی نبوده والانم نیست)

اما من واقعا دوسش دارم

به همین خاطر به زور هم شده باهاش

ازدواج کردم(حتی با مخالفت برادرام)

بعد یک ماه به حرفای برادرهام رسیدم

کاش به حرفشون اون موقع گوش میکردم

کاش!!!

شوهرم فردی هوس پرست.دختر باز

حریص و....

روزای اول دو سه بار هم

قهر کردم اومدم خونه

اما هیچکس به حرفام اعتماد نمیکردند

(اخه یه بارهم قهر کرده و بعدشم

برگشته بودم پیش شوهرم

به همین خاطر هیچکس نمیتوانست

بهم اعتماد کنه)

به هر حال

الان6 ساله باهاش زندگی میکنم

و یه پسره4ساله دارم

این کاری یه که خودم کردم

که لعنت بر خودم باد

.

.

.

با تشکر فرواوان از دوست عزیزم

که اجازه دادن ماجرای زندگی شونو

توی وبلاکم بزارم.

.

.

.

خوب دوستان

نظرتون چیه؟

به نظرتون نام این دوستیا رو چی میشه گذاشت؟

عشق؟؟؟

هوس؟؟؟

نادانی؟؟؟

بچگی؟؟؟

و یا

خریت به تمام معنا؟؟؟

 

ارزششو داره

به خاطر هوسهای زود گذر

یه عمر زندگی خود را تباه کرد؟

طوری که هر روز هزار بار ارزوی مرگ کرد؟

 و توصیه من به دختر خانومها‍:

با دیدن ظاهر زیبا و فریبنده بعضی از پسرا زود خام نشوید

یا  به خاطر وعده های دوروغین  انها زود با انها فراری نشوید

 به اینده خودتون فکر کنید

زندگی همین روزهای اول نیست

 پس گول پسرای شیاد و فریب کار را نخورید

 البته منظور من همه ی پسرا(‌به ویژه خودم) نیستم

امیدوارم که از این داستان خوشتون اومده باشه و عبرت گرفته باشید

خوشحال میشم نظر خودتونو

راجع به این داستان واسم بنویسید

و اگه داستان واقعی دارید

خوشحال میشم

واسم بفرستید

تا توی وبلاکم بذارم

منتظر داستانهای بعدیم باشید

با تشکر.شاه رخ.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

 

زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند.. به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه… 

********************

 

دغدغه های پسر جوان :

کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …

دغدغه های دختر جوان :

لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!

 

******************** 

زن از شوهرش می پرسه: عزیزم ، تو منو دوست داری؟

مرد میگه : خوب معلومه عزیزم ، اگه دوست نداشتم چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت وقت و عمرم رو تلف کنم!!! 

********************

 

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن. 

******************** 

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن

بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن

بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن

بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن

بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر 

********************

 

آدما می تونند دختر باشن اما دخترا نمی تونند آدم باشن 

******************** 

نصیحت خنگول به پسرش : هیچ وقت زن نگیر به پسرت هم بگو زن نگیره! 

******************** 

هشدار به دخترهای دم بخت ، دخترهای چینی با مهریه ی کم در راهند… بجنبید. 

******************** 

پیامی برای دختران : ز گهواره تا گور دانش بجوی چون از شوهر خبری نیست! 

******************** 

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم

دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه 

******************** 

۷دخترلاغر ۷پسرچاق راخوردند 

تعبیر: قحطی شوهر در راه است 

******************** 

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…

 

اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره! 

******************** 

سلام ، شنیدم پنج شنبه جشن نامزدیته ، خیلی خوشحال شدم . تبریک میگم. 

ستاد پیشگیری از افسردگی دختران دم بخت 

******************** 

غضنفر به زنش میگه میخوام برای تعطیلات ببرمت دور دنیا 

زنش میگه : نه ! بریم یه جای دیگه 

******************** 

شوهره میاد خونه به زنش میگه:

 

من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون 

زنش میگه: چرا این کار رو کردی، ببین خونه چقدر بهم ریخته است 

ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |

   

عیدغدیر خم را

به دوستای گلم تبریک میگم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ| توسط شاهرخ| نظرات () |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست



دانلود آهنگ - قیمت خودرو - خرید - تنگ